السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

788

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

روشهاى آموزش و پرورش در جهان فعلى بوده است . در آن دوران طوائف گوناگونى از گوشه و كنار جهان اسلام به محضر امام صادق ( ع ) مىشتافتند و از سرچشمه ناب علوم امامت بهره‌مند مىشدند ، جريان فكرى كه در زمان امام صادق ( ع ) رواج يافته بود ، يك موج مادّى گرايى و الحادى بود كه اگر سدّ خلل ناپذير و استوار دانشگاه امام صادق ( ع ) نبود ، تازه مسلمانان كم معلومات و محافظه‌كاران و قشرىگرايانى كه فقط ظاهر دين را مىشناختند به آسانى تحت تأثير اين موج قرار گرفته و دچار ارتداد و الحاد مىشدند . امام صادق ( ع ) براى مقابله با اين موج سه طرح برنامه ريزى شده را ترتيب داد : 1 - دعوت از حكماء و دانشمندانى كه به خوبى از فلسفهء يونان و ساير فلسفه‌ها به طور كلى اطلاع داشتند و به خوبى از نظر اسلام در بارهء آنها آگاهى داشتند ، دانشمندانى همچون هشام بن حكم و محمد بن نعمان و هشام بن سالم و . . . 2 - رويارويى شخصى با سران انديشه‌هاى كفر آميز نظير ابى العوجاء و . . . 3 - املاء رساله‌هايى همچون ( توحيد مفضّل ) و ( اهليجه ) و . . . . بايد دانست كه فلسفه اسلامى از همين برنامه خردمندانه امام نشأت گرفته است و با بهره‌گيرى از افكار ارزشمند و احاديث پر بار امام صادق ( ع ) بود كه مسلمانان توانستند مكتبى اصيل در ميان مكاتب فلسفى جهان به وجود آورند موضع‌گيرى امام در برابر رويدادهاى سياسى : جور و ستم بنى اميه باعث شد تا انقلابهايى از سوى مردم در مخالفت با آنها صورت بگيرد ، اگر چه تمام آنها به شكست مىانجاميد ، امّا ريشه‌هاى آنها باقى مىماند ، تا بار ديگر در زمان مناسب قوّت بگيرد ، سرانجام بنى عباس در زمان مناسب توانستند با سوء استفاده از افرادى چون ابو مسلم خراسانى چرخهء سياست را به نفع خود تغيير داده و بر منصب خلافت قرار بگيرند . برخى بر اين باورند كه اين دوران مناسبترين دوران براى بازگشت خلافت به محور اصلى آن يعنى ائمه عليهم السلام بود و امام صادق ( ع ) مىتوانست با استفاده از موقعيّت بدست آمده انقلاب را به جهت درست هدايت كرده و خود بر منصب خلافت تكيه زند ، امّا واقعيّت غير از اين ادّعاست . واقعيّت اين است كه بنى عباس نه خوش كردارتر از امويان بودند و نه در راه